مؤلف مجهول

مقدمه 38

رستم نامه ( فارسى )

داستان دارد : قسمت نخست با سرعنوان « داستان مسلمان شدن رستم داستان به دست امير المؤمنين - عليه السلام - » در قالب مثنوى ( به بحر متقارب ) و 385 بيت است كه خلاصه‌اى از روايت آن پيش‌تر آورده شد و به لحاظ ساختارى مىتوان آن را به سه بخش تقسيم كرد : 1 . مقدّمه ( ابيات 1 - 103 ) شامل : ستايش خداوند ( توحيديّه ) ؛ نعت پيامبر اسلام ( ص ) ؛ مدح امامان ( ع ) و ابراهيم بن مالك ، پسر مالك اشتر ، به عنوان يكى از ياران امام زمان ( عج ) ؛ ساقىنامه‌اى در بيست و پنج بيت ؛ وصف حضرت على ( ع ) و گزارشى از سفر سراينده به نجف و شنيدن داستان منظومه و نظم آن . 2 . متن داستان ( ابيات 104 - 363 ) . 3 . مؤخّره ( از بيت 364 تا پايان ) دربارهء فانى بودن جهان با تذكّر مرگ شهرياران و يلان بزرگ ايران . بخش دوم منظومه « معجزنامهء مولاى متّقيان جناب امير المؤمنين و امام المتّقين على - عليه السلام - » ناميده شده و سيزده بيت آغازين آن مثنوى ( به بحر هزج ) و ادامه‌اش در قالبى خاص ( مسمّطگونه ) در همان وزن است . داستان اين قسمت با سه بيت مقدّمه‌مانند شروع مىشود و خلاصهء آن چنين است : پسر شاه چين دل‌باختهء دخترى در ديار دور مىشود و از سر بىتابى و سرگشتگى به قصد وصال يار عزم سفر مىكند . پدر كه اندرزهايش براى بازگرداندن فرزند از اين كار سودى نداده است شاهزاده را با پنج كشتى آكنده از گنج و هزار و پانصد نفر همراه ، ناخواسته و اندوهناك وداع مىكند . شاهزاده و يارانش پس از چند روز دريانوردى گرفتار گرداب و غرق مىشوند . پدر كه از اين ماجرا آگاهى ندارد در شرق و غرب عالم به جستجوى فرزند برمىآيد ، امّا هيچ‌كس خبر و نشانى از او ندارد و فغفور چين از فرط زارى و گريه كور مىشود . وزير داناى خاقان به او مژده مىدهد كه در مكّه اميرى دادگر و محتشم به نام على ( ع ) زندگى مىكند كه گشايندهء مشكلات و درمان‌بخش دردهاست . شاه چين بىدرنگ با لشكر انبوه خود به مكّه مىرود و در آنجا مشكل خويش را به پيامبر اسلام ( ص ) و امام على ( ص ) عرض مىكند و پيامبر از على ( ع ) مىخواهند كه به فغفور يارى رسانند . امام به همراه شاه و لشكر به كنار درياى چين مىآيند و به قنبر مىفرمايند كه